الشيخ المنتظري
223
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
اثرات وجودى تقوى « لاَيَهْلِكُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ أَصْل » ( كسى كه ريشه ريشه اش بر تقوى باشد هلاك نمى شود . ) « سنخ » يعنى ريشه و « أصل » هم به معناى ريشه است ، ريشه ريشه بايد روى تقوى باشد . حضرت مى فرمايد : اگر انسان ريشه اعمال و معارف اعتقاداتش در تقوى باشد سبب نجاتش مىشود . خدا در قرآن مى فرمايد : ( أفمن أسّس بنيانه على تقوى من اللّه و رضوان خير أم من أسّس بنيانه على شفا جرف هار ) ( 1 ) آيا كسى كه تأسيس كند بنيان و ساختمان خودش را روى تقوى بهتر است يا كسى كه بنيان خود را بر لبه پرتگاه تأسيس كند ؟ بايد انسان ايمان و معارف و علم و اعمال و رفتار خودش را بر اساس تقوى و حفظ حريم خدا بگذارد ، اگر چنين نباشد مثل ساختمانى است كه بر لب پرتگاه ساخته شده باشد كه هيچ ارزشى ندارد . تقوى مثل زمين مستعدّى است كه درختى در آن كشت شود ; ولى اگر زمين شوره زار باشد درخت نموّ نمى كند . « وَلاَيَظْمَأُ عَلَيْهَا زَرْعُ قَوْم » ( و با بودن تقوى هيچ كشت و زرعى تشنه نمى شود . ) اعمالى كه انسان انجام مىدهد همه كشت است ، معارف و علومى را كه تحصيل مىكند مثل بذرى است كه در دل انسان پاشيده مىشود ، و به وسيله عبادات و اعمال آبيارى و تكميل مىشود . انسان فراموشكار است و اگر روزى پنج نوبت در مقابل خدا نايستد و با خدا حرف نزند و ركوع و سجود نكند كم كم ايمانش سست مىشود . بسا انسان در اثر كارهاى زشت ايمانش سست شود به گونه اى كه وقت مرگ بى ايمان از دنيا برود .
--> 1 - سوره توبه ، آيه 109